
دلم گرفته نوشتن از یادم رفته دردام سرازیر شده و قلم و کاغذ درمانه شب شده تنهایی ها زیاد شده چند دقیقه دیگه مادرم میره خونه آبجیم حداقل میتونم گریه کنم خوبه ... گریه کنم برای کسی که خیلی دوستش دارم اما رسیدن بهش راه درازیه گریه کنم برای آینده ایی که نمیدونم چی میشه .... گریه کنم برای حال الانم برای نبودن پدرم برای اینکه چقدر دلم برای بارون تنگ شده گریه کنم برای از دست دادن داداشا و آبجی ها...
ادامه مطلب
آه به راستی صدای خنده چقدر گریه دارد خبر از سوز گذشته دارد صدای خنده صدای گذشته هایی خوب هست که اشک می آورد که دل کباب میکند آه چقدر صدای خنده .. صدای قهقهه گریه دارد .. و چقدر این روزها در سرم میپیچد صدای مردی که چشمانش را بسته میخندد و دور خودش میچرخد میرقصد قهقهه میزند و دور میشود دور دور ... و...
ادامه مطلب