
سردرگمم لا افکار پوچم میخوام کاری کنم که جزئی از اصرار اون شم او کیست ؟ نمیدانم :( او چی میخواد ؟ نمیدانم :( ربات...
ادامه مطلب
این عصر ها این بعد از ظهر ها این شب ها این هوای خنک و یک نسیم ملایم و دور دور در خیابان ها رک بگویم بدون تو هیچ نمیچسبد... این عصرها بی دلیل شروع میکنم به آواز خواندن به موزیک گوش دادن و تمامش را به بطالت میگذرانم بخند بگذار همه بخندند خودم هم به حال خودم شاید خنده ام بگیرد ولی کسی نمیداند من سال پیش در بین یکی از همین عصر های خوب گم شدم. آقای ربات - عصر...
ادامه مطلب
مینویسم مینویسم و ورق میزنم مینویسم و به فردا فکر میکنم به آینده مینویسم...زندگی ام را از نو مینویسم زندگی ام را بدون درد بدون غم زندگی ام را با خوشبختی ها مینویسم با شاد بودن ها با تو... زندگی ام سرشار از تو شده..نیستی که ببینی میدانی نوشته ها همه بهانه است مینویسم تا یادآوری کنم به یادت هستم... باورش باتو. آقای ربات - عصر سرد !...
ادامه مطلب
اینو ثابت کردی آره میتونی تنهام بذاری حالا که اینقده تنهام با یه عالم یادگاری فکر برگشتنت انگار دیگه از سرم پریده من همونم که یه روزی تو رو با غریبه دیده کاش تو رو ندیده بودم توی اون سه شنبه سرد کاش میشد شبا با گریه بگم هر جوریه برگرد شعر از مرحوم مرتضی پاشایی آقای ربات - سه شنبه سرد......
ادامه مطلب
میروم میروم اما نمیدانم به کجا میروم اما نمیدانم که چرا حتی نمیدانم چرا دارم میروم من فقط میروم تا پخش میشود صدای تو در گوشم میروم صدایت را دنبال میکنم و خیابان پشت خیابان دیگری میروم قدم به قدم تو را میگردم در لا به لای این شهر کجایی که عطر و بویت همه شهر را پر کرده ؟ کجایی که اینقدر بی تابم ؟ آهان اینجایی آخرین خیابان شهر تو اینجایی مگر نه ؟ هستی..چون دستان یخ زده ام گرم شد هستی..چون این خیابان مرا در آغوش میکشد هستی..چون حس میکنم گونه ام قرمز شد تو هستی چون ترانه هایم تمام شد بیا و برایم از عشق بخوان از عاشقانه های گیلاس... آقای ربات - عاشقانه های گ...
ادامه مطلب
روزهایی که دیدمت شاید به 365 نرسد هر دو هفته یک بار ، بعد از ظهر شنبه ، همان جای همیشگی همیشه سعی کردم زودتر سرقرار حاضر شوم تا راه رفتنت را ببینم تا از دور تماشایت کنم تو از اول نمیدانستی ولی من از اول خیلی دوستت داشتم بخاطر تو شدم یک آدم دیگر بدترین پسر دنیا دیگر بدترین پسر دنیا نبود من نه چشمان رنگی داشتم نه مو های فوق العاده نه قدم بلند بود و نه هیچ چیز دیگری فقط فهمیدم تو هم من را دوست داری این مرا خاص ترین پسر دنیا کرد این باعث شد با دنیا آشتی کنم دنیا را برایم زیبا کردی هر کاری میگفتی انجام میدادم گفتی با دنیا آشتی کن ، کردم گفتی با bzb کات...
ادامه مطلب