
حس میکنم تمامِ زندگیم از وقتی تو نیستی، واستاده. عمیقا نیاز دارم باشی. عمیقا نیاز دارم به حرکت کردن. عمیقا میدونم اگر کاری نکنم برای خودم، چی پیش رومه و این خیلی ترسناکه که بدون تو من توانایی حرکت کردن رو از دست دادم. یعنی پا میشم حرکت کنم یه چیزی منو یاد تو میندازه و باز میوفتم. عمیقا کاش میدونستی این حال چطوریه و امشب من عمیقا به بی معرفت بودن تو دارم فکر میکنم. چند شب دیگه تولدم نزدیکه. میترسم... بخوانید...
ادامه مطلب
صدای افتادن و شکسته شدن جام شراب ، مرا از خواب میپراند بدنم خشک شده و درد دارد .. کل دیشب را در همین کاناپه قدیمی خوابیده بودم ! به زور از جایم بلند میشوم و با چند حرکت کششی سعی میکنم سرحال تر شوم آخر میدانی .. اولین روز از سی و یک سالگی ام باید بهتر باشد .. کمی متفاوت تر از سه ماه تاریکی که گذشت .. تیکه های شکسته جام را جمع میکنم .. خانه را مرتب میکنم .. نگاهی به مبل ها می اندازم .. خیلی کهنه شده اند و کلی هم گرد و غبار روی آنها نشسته .. باید عوض شوند .. پرده های خانه باید شسته شوند .. تزئینی ها باید گردگیری شوند میروم به اتاقم و از کشوی اول دفترچه یادداشت مشکی ام را برمیدارم با یک خودکار مشکی ! مینویسم .. روز اول : "امروز خیلی عجیب است .. درصد خلوص هوا بیشتر شده و به خاطر همین من احس...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
امروز اولین روز از ادامه عمر من است و از 6750 روزی که کابوس وارانه گذراندم خیلی فرق دارد از امروز به بعد باید طوری دیگر زندگی کنم من نمیخواهم دیگر آن آدم افسرده و اندوهگین گوشه اتاق باشم که همیشه دم از بی کسی میزند من خدا را دارم من او را دارم چه چیزی بهتر از این ؟ چه تیمی بهتر از این ؟ من زندگی را دارم... پس امروز روز اول من از ادامه زندگی به طور دیگر یک شکل بهتر است آقای ربات - SOL 01...
ادامه مطلب