من فهمیده بودم
فهمیده بودم که پای دیگری در میان است
فهمیده بودم وقت رفتن شده
ببین من از همان زمانی که صدایت کردم و گفتی بله
فهمیدم به دیگری گفتی جانم
ببین من درست وقتی که خداحافظی کردی و مدت ها آنلاین بودی
فهمیدم...فهمیدم
من فهمیده بودم ولی به رویت نیاوردم
چون نمیخواستم خجالت بکشی
دلم برایت میسوخت
این بود آن عشقت ؟
من حتی به روی خودم نیاوردم
چون دلم نمیخواست آن تصویر قشنگی که از تو برای خودم ساخته بودم
خراب شود
دلم نمیخواد در زیر آواری از حرف ها ناپدید شود
فقط این نکته را بدان
هر کسی که بخواهد میتواند برود
اما راه برگشتی نیست.
حواست باشد
آقای ربات - بازم هوا ابری...
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان