خرید بک لینک

به تو که میرسم

مکثی میکنم و نقطه ایی میگذارم بر سر زندگی ام

نقطه سر خط

و شروع تو از سر خط

به تو که میرسم

خیلی اذیت میشوم چون مجبورم همه فعل ها را ماضی به کار ببرم

دوستم داشتی

پیشم بودی

باهم بودیم

و....

به تو که میرسم همه چیز از نو شروع میشود

برگه ایی جدید میگذارم جلویم و مینویسم

تو یک شروع جدید بودی

...

بودی...

همه چیز از آنجا شروع شد

آن شبی که نمیدانم از کجا آمدی

درخواست دوستی دادی

همه چیز از آنجا شروع شد

اوایل حتی جواب سلامت را هم نمیدادم

نمیدانستم عشق و عاشقی چیست

تو در من ایجادش کردی

همه چیز آن شب اتفاق افتاد

و نقطه سر خط جدیدی شروع شد

که عاشقش بودم

اه...

بودم... :(


آقای ربات - اتفاقی در گذشته

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 15:48

صفحه بندی