من بودم و یک مشت خط خطی
من بودم و یک صورت نیمه کاره
من بودم و بارانی که معصومانه میبارید
من بودم و یک راه بی پایان
یک زندگی بر باد رفته
من بودم و گریه های شبانه
من بودم و هستم
من زنده ام با یاد تو
زنده ام و زندگی میکنم با همان حس بهاری تو
اری من دلتنگم
مگر جرم است ؟ مگر اشتباه است ؟
من دلتنگم . دلتنگم . دلتنگم
دلخونم . دلخونم . دلخونم
نم نم بارونم...
من بودم و هستم و یک زندگی تمام شده
من 19 سال بودم با 19 هزار سرکوب
طرد شدن
من 19 سالم است ولی انگار 190 سالم است...
من بودم و هستم و خواهم بود
تو اگر میخوای نباش
تو هی لج کن
از من دور شو
شاید من حال و هوایت را بد میکنم
شاید زیادی در تو غرقم
ولی مگر چیست ؟
جرم که نیست...
آقای ربات - غرق
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان