باران خود تویی که میباری
با همان صدا
با همان شور و هیجان
با همان عطر همیشگی
بهار خود تویی که می آیی
با همان تازگی همیشگی
با همان حس روییدن
این من
این زمان
این هوای ابری
چیزی مثل تو را کم دارد
اتفاقی مثل بهار دوباره
بیا با یک لبخند بر لبانت
و عشق را جاری کن
اصلا بیا زیاد پرتوقع نباشیم
بیا و بگو چرا اینگونه شد ؟
بیا و سرم داد بکش اصلا
بیا و تمام دلخوری هایت از دنیای لعنتی را سر من خالی کن
اصلا تو بیا
حال هر گونه خودت میخواهی بیا
با همان ناز و ادا
با همان خشم
با همان شیطنت ها
هر طور که خودت دوست داری
فقط بیا
بیا و ببین چگونه بی تو بر باد رفته ام
بیا و آرامش بعد طوفان من باش
بیا تا با هم زیر این باران باشیم
شاید این آخرین باران بهار بود...
آقای ربات - بیا
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان
تاريخ: شنبه
16 ارديبهشت
1396 ساعت: 0:12