خرید بک لینک

من در بهار 95 ماندم

همان روزی که باران میزد

و من شوق عکس گرفتن از تاک ها را داشتم

خیس شده بودم

من لا به لای قطره های باران جا ماندم

و همان روز به بعد دیگر زندگی نبود

از آن روز به بعد مرخصی گرفتم تا آخر دنیا

و من همان روز

همان روز بارانی جاماندم در میان عشقی پاک که هیچوقت گفته نشد

دوستت دارمی که هیچوقت حس نشد

گریه ایی که هیچوقت بند نیامد

و شبی که بلندترین شب بهار بود.

من همان روز و همان وقت جا ماندم و دیگر ادامه ندادم...


آقای ربات - جا ماندم

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:36

صفحه بندی