نه هیچ چیز نمیتواند جای تو را بگیرد
امروز که به این فکر میکنم میبینم چقدر جای تو در این حوالی خالیست
با هر کسی ارتباط برقرار کنم
با هر کسی دوست شوم
بعد از مدتی حرف هایمان تمام میشود
اما تو هیچوقت تمام شدنی نبودی
تو همیشه چیزی برای گفتن داشتی
از اگر هم حرف هایت ته میکشید ، شروع میکردی به شعر گفتن
و من میدانستم معنی شعر هر چه که باشد یک حرف تهش دارد
من تو را دوست دارم
من فقط در یک دوره خیلی کوتاه زندگی کردم
و بعد از رفتنت همه چیز را بهم زدم و دیگر حتی مثل قبل هم نشد زنده بمانم
رفتنت حادثه عظیمی برای من بود ... تو برای من آرامش بودی
در هیچ جای محاسبات اشتباه نکرده بودم
اطلاعاتم از عشق کم نبود
حد دوستی ات وقتی به من میل میکرد بی نهایت بود
احتمال رفتنت صفر بود
من خودم و خودت را در یک پرانتز گذاشته بودم در یک نقطه کور
که هیچ کس دستش به ساده کردن ما نرسد
و همیشه اولویت با ما باشد...
چه میدانستم تو گنگ بودی و من گویا... آخر من ریاضی ام کمی ضعیف است
تو رفتی و بعد از رفتنت من صفر شدم
و دیگر با هیچکسی نه جمع شدم .. نه تفریق .. نه ضرب .. نه تقسیم
من مانده ام همین دور و بر
که در محاسبات هیچ ارزشی ندارد
فقط نشسته ام و میبینم وقتی حد کسی به من میل میکند
عشقش برای کس دیگری است
...
اقای ربات - تو و ریاضی
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان