همین اول نوشته قول میدهم این آخرین حرف است
نمینویسم بخوانی
مینویسم تا یادگاری بماند
بعد از آخرین اشتباه . آخرین برقراری ارتباط
و اطمینان از اینکه خوبی و آینده ات هم خوب است
تصمیم گرفتم مات شوم
شاه سیاه شطرنج حال تک و تنها شده و از هر طرف محاصره است
راهی برای فرار نیست
یا بازی دست نخورده باقی میماند و من همه عمرم را در استرس یک کیش و مات میگذارنم
یا همین الان همه چیز بهم میخورد و یک بازی جدید شروع میشود
بازی که عاشقش هستم
من دومی را انتخاب میکنم
شاید قسمت همین بوده . بالاخره هر بازی برد و باختی دارد...
شاید لابه لای محاسباتم یک کد را اشتباه وارد کردم که داستان به این جا ها کشیده شد
شاید شاه سیاه شطرنج آن طور که فکر میکردم کامل نشده بود
بگذریم.
قسمت نبود قسمت همدیگر شویم
قسمت ما شاید جدایی بود
نه از آن جدایی هایی که بشود اسمش را گذاشت تقدیر
قسمت ما اولش خیلی شیرین بود
نمیدانم چرا امروز اینگونه شده
به فاصله خط های نوشته های وبلاگ حساس شده ام
به آفتاب دیگر حساس نیستم
دست خطم عوض شده ...
روزی کسی می آید
و یک خط گنده میکشد به روی آنهایی که شکستند . رفتند و برنگشتند
یک روز خوب می آید ... شک ندارم
خودت نخواستی وگرنه من میخواستم آن روز خوب را با تو نصف کنم
حال روزی کسی می آید
که تمام میکند همه تاریکی ها را
دست هایم را میگیرد و در دستانش میفشرد
قسمت آخر هم تمام شد ...
من را کیش و مات کردی .. میرویم برای بازی بعدی
با یک کوله تجربه .. یک جسم ساکت و یک ذهن خطرناک :)
موزیک رو هم گوش کنید :
آقای ربات - قسمت آخر.
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان
تاريخ: سه
شنبه
26 ارديبهشت
1396 ساعت: 19:45