روزی عاشقم بودی
و عشق را در چشمانم معنا میکردی
دیروز دیدم عاشق دیگری شده ایی
و باز هم عشق را در چشمانش معنا میکنی
تنها چیزی که عوض شده
حس عاشقانه تو است به کس دیگری
وگرنه عشق من همان است
معنی عشق در چشمانم همان است
تو همانی
آهان...از این هم بگویم امروز غروب خورشید نارنجی تر بود
انگار دلتنگ چیزی بود
چیزی شبیه آغوش من و تو
زیر رنگ زعفرانی آفتاب
به رسم یادگار
ایرادی نداشت... من دلتنگی هایم را به آغوش کشیدم
فقط این خورشید بود که داشت ذوب میشد
ایرادی ندارد ..
یاد گرفته ام بعد هر خورشیدی ماه می آید
ماهی سرد .. خشک .. یک رنگ
ماهی که همیشه به تو میگفتم فاصله اش از من خیلی دور است
اما حال فاصله تو و من هم از فاصله من و ماه بیشتر شده ...
خلاصه که سرت را درد نیاورم
دلم را خوش کرده ام به این رفت و آمد ها
کاش میشد
خورشید برود
ماه بیاید
ماه برود
تو بیایی...
و با گرمای همیشگی ات چای دم صبح ام را آماده کنی ..
اقای ربات - ....
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان