من مینویسم تو بخوان
من مینویسم خوبم تو بخوان بودن یا نبودنت فرقی به حالم ندارد
من مینویسم به آینده چشم بسته ام تو بخوان حال فقط یک هوای بارانی میخواهم
حال فقط یک هوای بارانی میخواهم
درست مثل همینی که هست
منتها در دلم :(
ببارد و ببارد و کل وجودم زیر سیل رود و غرقم کند
من مینویسم
من به خودم امید میدهم
ولی جدی نگیر
وسط کار میروم و لیوان آب و قرص های خواب را می آورم
و پتو میکشم سرم و شب بیدار میشوم
تو جدی نگیر
این من دیگر من نمیشود ...
این هوا هم هر چقدر ابری شود تا من خوشحال شوم
هر چقدر باد شدید تر باشد
هر چقدر اتفاقات خوب بیوفتد
ببین تو جدی نگیر
آقای ربات - تو جدی نگیر
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان