
...
اینم تلاش های کنکوری که تباه شد
واسه آرزو هایی که محال شد
واسه خواب هایی که بیداری شد
اینم ساعت مطالعه هایی که با یه هدف زیبا شروع کردم
واسه آینده ایی زیبا
واسه کمتر کردن درد هام البته تو آینده
تو همون آینده ایی که الان برام بی معنی شده
دیگه بی معنی شده
اینم هفته هایی که توی یه مشت عدد خلاصه شد
.:ساعت مطالعه :.
و هر جمعه بعد از آزمون افسردگی حاد
و استرس شروع روز شنبه هاش
شاید بعضی ها بگن یادش بخیر
چه روزای قشنگی بود
ولی نه من احساسی نیستم
لعنت به اون روزا
لعنت به اون کارهام
لعنت به اون هفته هایی که خوب شروع کردم و بد تموم کردم
لعنت به اون حلقه تکراری که توش گیر کرده بودم
لعنت به اون مدرسه متروکه ایی که ساکت بود .. شاید هر از گاهی صدای پرنده ایی میومد
و به قول دوستامون بهترین مکان درس خوندن بود
با یه تخته سیاه
و چند صندلی
لعنت به همه اون روزایی که گول میزدم خودم رو
به اون روزایی که وقتم رو هدر میدادم
لعنت به اون روزایی تو اینترنت سر در دانشگاه شریف رو دیدم
چشمامو بستم
و باز که کردم شدم یکی دیگه (تو عکس از خودکار رنگ قرمز براش استفاده شده ! )
ترمز بریده بودم و درس میخوندم
میدونی لعنت به اون روزا
من تباه شدم
حالا
من علی ام
یک تباه کنکوری
یک ماهه که درسی نخوندم :(
فقط تو وبلاگ نوشتم از حال بدم از روزای بدم از شرایط بدم
و بالا رفت گردش خون
و فردا هم روزیه که همه این نوشتن ها رو . این تمرین کردن ها رو . این درس خوندن ها رو
میکنمشون زیر خاااااااااااک
و میگم .........(خودتون حدس بزنید ! )
بیش از این نوشتن فقط سر شما ها رو درد میاره ..
پس..هیچی ..
پ.ن : یکی کل ساعت های مطالعه منو جمع بزنه ! D:
آقای ربات
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان