نمیدونم چی بگم
شاید دلم میخواد از گذشته بدم بگم
از رفتن نامردانه پدرم گرفته تا رفتن هایی که مو به تنم سیخ کرد
شاید دلم میخواهد از رفتن ها بنویسم ... حتی از رفتن برق ...
نمیدونم چی میخوام بگم .. شاید دلم میخواد بنویسم
از بارون هایی که دلم خیلی براشون تنگ شده
از برف ها و آدم برفی های ترسناک
نمیدونم شایدم دلم میخواد بنویسم از
قفسی که توش زندانی ام
از نفسی که به زور میاد
از حسی که بده
از دستی که خسته است از نوشتن و نوشته شدن
شاید دلم میخواد چیزی نگم اصلا
شاید دلم میخواد فریاد بزنم تو سکوت مرگبار خودم
شاید دلم میخواد گریه کنم
فارغ از اینکه بگن چقدر ضعیفه
اصلا اگه مرد بودن به گریه نکردنه
من خودم از پشت همین تریبون اعلام میکنم من نامرد کل دنیام :/
ربات.
برچسب: نمیدونم,
نویسنده: ماهان عباسیان