"گاهی فکر میکنم
زندگی بقیه چقدر بی هدف و کسل کننده است
وقتی عاشق تو نیستند...
به راستی آنها چگونه زندگی میکنند؟؟؟
خوشبحال من..."
یادت هست این را نوشتی و فرستادی برایم؟
آری با تو ام...همان تو قدیمی
سرت را پایین ننداز
بالا بگیر و ببین...ببین حال بی تو چقدر خوشبخت ترم...خوشبحال من که چون تویی ندارم...خوشبحال من
سرت را بالابگیر و گوش کن چه میگویم
فکر نکنی من لایق این شعر نبودم هاا نه
تو لایق گفتن این شعر نبودی
و من...رسما این شعر را از تو میگیرم
تو لایق این حرف ها نیستی...مال این حرفها نیستی
اصلا چه کسی به تو اجازه داده از این کلمات استفاده کنی وقتی معنای تک تکشان را نمیفهمی...
تو باید رانده شوی...تو محکومی
باز شب شد و مرور حرفهایت
مرور حرفهایم
تا شاید پیداکنم حرفی را که ما را از هم جدا کرد...
یک وقت فکر نکنی دلتنگت هستم یا اینکه میخواهم برگردی
نهههه اصلا حتی فکر این حرف ها را هم به مغزت راه نده
میخواهم بدانم که آیا واقعا من بدترین پسر دنیا بودم یا تو بی لیاقت ترین مخاطب دنیا
با حرف های مصنوعی...
آقای ربات - من و شب و بارون...
برچسب: لایق شیرعلی,لایق وصل تو,لایق تور,لایق عشق,لایق گشت تبریز,لایق نبودی,لایق دوست داشتن,لایق عشقم نبودی,لایق عشق بزرگ تونبودم,لایق گشت,
نویسنده: ماهان عباسیان