خرید بک لینک
سه روز از روزی که تصمیم گرفتم این هفته رو به بهترین نحو تمومش کنم میگذره
خب تا الانش به نظرم موفق بودم
کلی درس خوندم و تا دیروقت بیدار بودم و زود بیدار شدم...حتی سر ناهار یا شام هم درس خوندم
توی راه رفتن...حتی توی گلاب به روتون دستشویی هم به درس فکر میکنم !
ولی من بازم نگران اینم که نرسم
تلگرامم رو بستم..اینستا رو...اینترنت هم زیاد نمیام
ولی هنوز ناامیدم که من نمیتونم درس بخونم
من باید از اولش سفت و سخت میومدم جلو
وگرنه من از اون آدمایی نیستم که با تلاش زیاد و شبانه روزی به چیزی که میخوان برسن
ولی
...
به هر حال بازم به راهم ادامه میدم
نه بخاطر اینکه فکر میکنم میتونم برسم
بخاطر اینکه نمیتونم ادامه ندم
حالم خیلی قاطی پاتی شده ...
هم میخوام تسلیم نشم و هم تحمیل میشم که تسلیم شدن رو بپذیرم
ته قلبم یه نوری از امید میدرخشه و ولی ظاهرم کدر و مات شده

خلاصه که تنها نکته خوب این روزا اینه که روزای سردی هستش
شبای سرد و صدای زوزه های گرگ ها و من بیدار ...
این یه حس و حال خوبه...

آقای ربات - اوضاع در هم بر هم

برچسب: روز سوم,روز سوم فیلم کامل,روز سوم محرم,روز سوم بارداری,روز سوم جشنواره فیلم فجر,روز سوم خرداد,روز سوم قاعدگی,روز سوم ماه محرم,روز سوم مرگ, نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:23

صفحه بندی