خرید بک لینک

در حقیقت آدمى در یک سکانس از زندگى اش گیر مى کند و بعد دیگر مهم نیست که تا کجا پیش مى رود...

تا هر جایى که برود، تا هر جایى باز هم با یک چشم بر هم زدن

برمى گردد به همان سکانس، به همان سال، به همان روز، همان ساعت، همان لحظه

و پیر شدن انسان از همین لحظه شروع مى شود.

و این به بعد همه سکانس ها تکراری میشود

سکانس به سکانس

صحنه به صحنه

آدم بازی میکند

و حواسش هم نیست به پیر شدن ها

گاهی گریه میکند

گاهی میخندد

گاهی پشت میکند به همه چیز

گاهی در آسمان شهرش پرواز میکند


او این حق را دارد که هر کدام از این سکانس ها را بار ها و بار ها تکرار کند
چون زندگی زندگی اوست
فیلم فیلم اوست
و به آدم های دیگر ربطی ندارد
آدم های دیگر باید دنبال فیلم زندگی خودشان باشند
دنبال سکانس های خودشان

به نظر من انسان این حق را دارد که سال ها به یک نقطه خیره شود
و بعد از مدتی
کتش را بتکاند
و بلند شود و برود

گاهی به یک جایی از زندگی میرسی
که اسمش سکانس آخر است
واقعا فکر میکنی همه چیز تمام است اما
رد میشود و تمام میشود و
در عین ناباوری دوباره میبینی زندگی ادامه دارد
میروی برای سکانس بعدی
نور - صدا - حرکت ....

آقای ربات - سکانس آخر

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 10:33

صفحه بندی