به نظر دختر بود
از آنهایی که موهایش را نمیبافت
حوصله هیچکس را نداشت
دنیایش از دنیای مردم زمین جدا بود
از دور می آمد
چقدر جالب بود
لباسش با من ست بود
این طرف ها ندیده بودمش
مال این حوالی نبود
او دختر بود
نه یک دختر معمولی
نمیدانم
من از دور دیدمش نمیدانم...
ولی به نظرم عطرش از بهشت بود...
و چقدر سریع گذشت
از کنار من
صدای دلم را نشنید
که میگفت نامت چیست...؟
نامش را نگفت...
آقای ربات - خیالی
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان