ساعت به حوالی تو کوک شده
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 23:23
اینجا ایران هوا آفتابی من منتظر منتظر باز شدن چشمانت منتظر زنگ زدن ساعتی که به حوالی تو کوک شده و بیخیال مثل همیشه .. آدامس در دهان و سوت زنان کنار قبرت پرسه میزنم ... بلند شو صبح شده ... آقای ربات - بیخیال
صدای خنده چقدر گریه دارد ..
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 23:23
آه به راستی صدای خنده چقدر گریه دارد خبر از سوز گذشته دارد صدای خنده صدای گذشته هایی خوب هست که اشک می آورد که دل کباب میکند آه چقدر صدای خنده .. صدای قهقهه گریه دارد .. و چقدر این روزها در سرم میپیچد صدای مردی که چشمانش را بسته میخندد و دور خودش میچرخد میرقصد قهقهه میزند و دور میشود دور دور ... و
یه روانی
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 23:23
تقریبا بیست خط نوشتم و بعد پاک کردم خواستم بگم خدایا شکرت و اینکه اگه میشه خدا یکم سریع تر بگذرون این روزا رو
قهر شیرین
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 23:23
باهام قهر کرده بود میدونستم 13ام باباش یه دورهمی تدارک دیده توی یکی از رستوران های گرون قیمت شهر میخواستم هر طور شده یک بار دیگه ببینمش هر طور شده یکی از گارسون های رستوران دوستم بود .. بهش رشوه دادم و من به جاش رفتم واستادم وقتی اومدن رفتم کنار میزشون منو دید کپ کرد سفارششون رو گرفتم اون پیتزا
حالم خوبه
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 23:23
حالم خوبه مثل بیماری که گفت خوبم و مُرد حالم خوبه مثل ماهی توی تنگ که کاری جز نفس کشیدن نداره حالم خوبه مثل کسی که هنوز پشتش رو ندیده جای خنجر رو ببینه حالم خیلی خوبه خیلی خوب
OverDose
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 23:23
مثلا خوابم بگیره یه خواب عمیق هفت هشت ساعت نه همیشگی بالا سرم جمع بشن سیلی بزنن منو نبضم رو بگیرم تنفس مصنوعی آب بپاشن روم یهو چشمشون بیوفته به میز کنار تختم قرص و قرص و قرص دستام سرد شدن تو یکی چند تا قرص دیگه تو یکی یه نامه مچاله شده نامه رو برمیداره بخونه خداحافظ مامان دوست دارم تو آخرین نامه
آمپاس
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 23:23
خدایا حالا من خریت کردم ولی این وسط تو روزای نزدیک به کنکور تو روزای شروع درس خوندن جدی برای سال بعد این چی بود ؟ چرا گذاشتی منو تو آمپاس ؟ بخشندگیت کو پس ...
ربات باش
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 23:23
ربات باش لعنتی ربات باش به اصل خودت برگرد ربات باش لعنتی احساساتت را دور بریز لعنتی تو رباتی خودت قبول کردی خودت خواستی پس نزن زیرش لعنتی پنهان شو چرا همش اشتباه پشت اشتباه ؟ چرا اینقدر ساده ایی ؟ من تو را قبول کردم چون فکر میکردم ربات پیچیده ایی خواهی بود پس باش ربات.
ملاقات
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 6:46
با خدا ملاقات در مه اعتراض موندن ناخودآگاه از دل خیلیان که جا موندن ... آقای ربات .
آنلاین که میشوی
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 6:46
آنلاین که میشوی همین یک اتفاق کوچک خیلی چیز ها را تکان میدهد آنلاین که میشوی انگشتانم تب میکنند نمیتوانند تایپ کنند آنلاین که میشوی کامپیوترم دائم هنگ میکند انگار آنلاین که میشوی تمام من آفلاین میشود ... آقای ربات - آفلاین
دل من
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 6:46
دل من بیا قبول کنیم در شعاع 20 کیلومتری زندگی ات کسی نیست همه تنهایت گذاشتند دل من بیا قبول کنیم زندگی من و تو هیچوقت نمیتواند به شعر تبدیل شود چون نه قافیه درست و حسابی دارد . نه آرایه ایی برای دل بردن دل من بی قرار من بیا و قبول کن تو تنهایی و شب شده وقت وقت حرکت است نه خط خطی نوشتن ... آقای ربات ...
قصه پریسا
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 6:46
هوا گرمه .. خیلی گرم اونقدری که از گرما از پوست سرم عبور میکنه و خون های مغزم رو جوش میاره خون ها میجوشند و مغزم داغ میشه و اینجاست که یه ربات دچار دوگانگی حالت میشه یعنی اینجاس .. کار میکنه .. حرف میزنه اما از درون تو گذشته است تو یه جایی که دوست داره من اینجا بودم یک شاگرد برقکاری در 6 سال پیش از
بدون تیتر بدون امضا
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:33
(بدون تیتر) نشستم با خودم دارم حرف میزنم هه فک کنم از تنهایی زیاد زده به سرم چقدر راحت حرف میزنم و قبول میکنم ایرادی نداره کسی منو دوست نداره .. چه اشکالی داره ؟ ایرادی نداره اصلا بهم با یه دید دیگه نگاه میکنه .. به من چه اصلا ؟ اصلا مهم نیست که قبلا چیا میگفت و الان زده زیرش اصلا گور بابای فصل
راهنمایی
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:33
راهنماییم نکن . راهو گم میکنی . :/ امضا . ربات همیشگی
سهم من از زندگی
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:33
در زندگی من خیلی ها حضور داشتند خیلی ها را دوست داشتم خیلی ها مرا دوست داشتند اما من من تنها یک بار عاشق شدم فقط یک بار عشقی که هفته ها طول کشید 17 سالم بود حاضر نبودم با هیچ چیزی عوضش کنم پدرش یک بار مرا کتک زد دید باز هم کم نمی آورم به من وعده پول داد پولدار بودند .. اما من به خاطر پول عاشق
دستی روی شانه ات
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:33
قبول.. عکس هایمان را قیچی کن از وسط ببر و تنها خودت باش اما آن دستی که روی شانه ات گذاشتم را چکار میخواهی بکنی ؟؟؟ امضا.آقای ربات
همیشگی
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:33
"مبادا از ترس تنهایی به آغوش کسانی پناه ببری که تنها ترت کنند... " این را گفت و رفت لعنتی چقدر زیاد میدانست ... چقدر از آینده خبر داشت ... لعنت به من که به تو پناه بردم و تنها تر شدم لعنت به من که تو در من همیشگی شدی لعنت به امروز که تنهایی و سکوت خانه تو را بیشتر یاد من می اندازد و در این سکوت غرق ...
میترسم
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:33
این روزها ، این ساعت ها زیادی ربات شده ام حالت دفاعی گرفته ام ! از تک تک حروف اسم هایی که به سراغم می آیند میترسم آری این روزها مشکوکم به تو به آن به هر کسی که نشانه ایی از خودش باقی میگذارد باز آن حس عجیب به سراغم آمده همانی که همیشه حس میکردم کسی مرا تعقیب میکند نه شاید بهتر است بگویم این روز
تقدیر
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:33
اسمشو تقدیر نذار جدایی تقصیر تو بود همیشه یکی کم میاره ایندفه نوبت تو بود حس غریب گریه ها اگرچه تکراری شده واسه تو که دل نداری باید باهاش کنار بیایی اگه یه وقت تو خلوتت یاد گذشته افتادی بدون که چی سرم اومد یه روز تو هم سرت میاد اگه دوباره دیدمت شرمنده از خودت نباش زندگی اینه عزیزم یکی میره
پایتون 2 یا پایتون 3 ؟؟ مسئله این است!
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 19:40
شاید اگر شما هم از پایتون خوشتان آمده و دوست دارید آن را تجربه کنید به عنوان یک مبتدی این سوال در ذهن شما آمده است که : "به عنوان یک مبتدی بهتر است که پایتون 2 را یاد بگیرم یا پایتون 3 ؟؟؟" اصلا چه فرقی بین پایتون 2 و پایتون 3 است ؟ اما در مجموع : پایتون 2.7 یک میراث است و پایتون 3.3(و نسخه های ب