پرسه
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 21:39
نشسته ام کاغذ و قلم در دست و هی مینویسم و پاک میکنم... مینویسم و خط میزنم مینویسم و مچاله میکنم چرا کاغذ ها تمام نمیشوند تا راحت شوم؟ چرا نوک مدادم خراب نمیشود تا به خودم تلقین کنم تراش ندارم و به خانه برگردم ؟ کاغذ نگاه کن..شب شد...رهایم کن ای درختان پاییز شما چیزی بگویید...همدم من شوید.. ای چشم ها...
امشب برای تو...
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 5:02
دقیقا 13 سال پیش بود بیدار شدم و بیدار نبودی..نشدی بیدار شدم و خواب بودی یک خواب سنگین به درازای افکار و عمق آرزوهایم بیدار شدم و همه بیدار بودند اما تو نه.. زمان بیدار بود،خانه بیدار بود،پرستوها بیدار بودند،خورشید بیدار بود،ابرها نیز هم... همه بیدار شدیم و تو بیدار نشدی و رفتی به همین سادگی تو بیدا...
روز سوم
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 7:23
سه روز از روزی که تصمیم گرفتم این هفته رو به بهترین نحو تمومش کنم میگذرهخب تا الانش به نظرم موفق بودم کلی درس خوندم و تا دیروقت بیدار بودم و زود بیدار شدم...حتی سر ناهار یا شام هم درس خوندم توی راه رفتن...حتی توی گلاب به روتون دستشویی هم به درس فکر میکنم ! ولی من بازم نگران اینم که نرسم تلگرامم رو ب...
سرسنگین و مبهم !
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 7:23
باید مغرور بوددور از دسترس! باید مبهم بود و سرسنگین!! خاکی که باشی آسفالتت میکنند و از رویت رد میشوند... اینستاگرام : کلیک کنید آقای ربات - مبهم و سرسنگین...
هالووین
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 6:18
سلاممیخوام ازت تشکر کنم که کنارم هستی ؛ناراحت نشو ، خود خودت را نمیگویم ،یادت را میگویم ؛هرچند اگر دست خودت بود او را هم میگرفتی ،حالا که هست !!! یادت را میگویم نه الان ، همیشه بوده و خواهد بود و من هر مناسبتی را با تو جشن میگیرم.نازنین جشن هالووین ات مبارک ، من با یادت امروز دو نفره برنامه ها داشتی...
کافهِ آبی
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 6:18
هرگاه دلت گرفت بیا اینجا همان قرار همیشگی سر همان میز همیشگی در کافه آبی... دوستان توی کانال کافه آبی که تازه ساختم عضو بشید. توش شعر و دلنوشته میذارم و اهنگ های بی نظیر و عکس نوشته ها.. منتظرتونم https://telegram.me/cafe_abi
دو روز مانده به 6570 روزه شدن...
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 6:18
دو روز مانده به تولدت باشد باورت شود تمام بودن ها بی جهت باشد در شب بارانی مولودت باز هم اشک مهمان هماره ی چشمت باشد 12 آبان 1395 غمگینم...از این که 6570 روز را بی جهت گذراندم خدایا حواست به من هست؟؟؟ آقای ربات - 6570
لایق...
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 6:17
"گاهی فکر میکنم زندگی بقیه چقدر بی هدف و کسل کننده است وقتی عاشق تو نیستند... به راستی آنها چگونه زندگی میکنند؟؟؟ خوشبحال من..." یادت هست این را نوشتی و فرستادی برایم؟ آری با تو ام...همان تو قدیمی سرت را پایین ننداز بالا بگیر و ببین...ببین حال بی تو چقدر خوشبخت ترم...خوشبحال من که چون تویی ندارم...خ...
SOL 1
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 6:16
امروز اولین روز از ادامه عمر من است و از 6750 روزی که کابوس وارانه گذراندم خیلی فرق دارد از امروز به بعد باید طوری دیگر زندگی کنم من نمیخواهم دیگر آن آدم افسرده و اندوهگین گوشه اتاق باشم که همیشه دم از بی کسی میزند من خدا را دارم من او را دارم چه چیزی بهتر از این ؟ چه تیمی بهتر از این ؟ من زندگی را ...
آبان
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 6:16
آبان همیشه ماه خوبی استتولد کسی که منم!بیایم و بسازم و زندگی کنم و تمام نداشته هایم را فدای تارهای موهایم کنمچقدر قدم های مانده طولانی است، یک قدم مانده بود؛تا برف شادی را روی سرم بریزدو مرا به آغوش بکشدبرف شادی اما ...باران غمی شد کیک تولدم در خانه از حال رفت! و شمع ها در تاریکی شب...به نگاهم خیره ...
من به حال تو تاسف خوردم...
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 17:59
چه فریبی خوردی.!عقل را در سر بی راهه عشق دار زدی... راز عاشق شدنت را همه جا جار زدی... تو چه پاسخ دادی ؟ به غرورت که غریبانه شکست.. تو چه داری ای دل؟ که به چشمان پر از اشک خودت هدیه کنی؟ تو به یک حس دروغین باختی! زندگی را... عشق را... لحظه ها را باختی... من به حال تو تاسف خوردم... آن زمانی که دو چشم...
.:من میخوام تغییر کنم:.
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 17:58
من میخوام تغییر کنم یه آدمی بشم که بشه بهش اعتماد کرد،بشه بهش تکیه کرد یه آدمی که از تلاش کردن نترسه یه آدمی که خسته نشه...دلسرد نشه من باید عوض بشم یه آدم جدید بشم...باید خوشبین باشم..باید خودمو کنترل کنم مردم من رو یه شخصیت افسرده و غمگین میبینن ولی من باید خودمو نجات بدم سخته خیلی ولی این روزا فه...
.:کفش هایم:.
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 17:58
کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم من زنده ام و زندگی ارزش رفتن دارد آنقدر میروم تا صدای قدم هایم گوش ناامیدی را کر کند خوب میدانم که گاهی کفش هایم پایم را میزنند اما من همچنان میروم زیرا زندگی ارزش لنگان لنگان رفتن را نیز دارد... آقای ربات - رفتن...
نگذارید..
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:32
نگذارید با چیزی گولتان بزنند و به آن معتادتان کنند... گاهی میرسم به اینکه خوش به حال مادرم که اینستاگرام ندارد.... که با عکس ها و نوشته ها گول نخورده که سادگی اش سادگی ذاتی ست... نگذارید آدم های معمولی شما را پیرو دنیای دستخورده شان کنند و در ذهن شما از خود فوق العاده ای ستودنی بسازند اینجا شانه های...
دستور rm
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:32
این تمام دنیای مجازی شماست...یک صفحه سیاه وسفید دنیایی که به یک دستور rm وابسته است تا نابود شود مواظب باشید تمام وجودتان را درگیر دنیای مجازی نکنید. از دنیایی واقعی تان لذت ببرید دنیایی که آدمهایش واقعی اند پ.ن : دستور rm یک دستور برای حذف در لینوکس آقای ربات - دستور rm
بیا
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:32
امروز جمعه است مردم اعتقاد دارند که می آیی من هم اعتقاد دارم که می آیی مردم میخواهند با آمدنت جنگ را شروع کنند من میخوام با آمدنت جنگ را تمام کنم آنها میخواهند با آمدنت از دنیا رها شوند من میخواهم با آمدنت به دنیا وابسته شوم مردم در انتظار منجی شان هستند منم در انتظار منجی ام هستم من در انتظار تو و ...
وبلاگ تکونی تموم شد ! (پست خیلی موقت !)
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:32
خب اینم از وبلاگ تکونی پست هایی که به نظرم بد بود رو پاکش کردم ولی فکر نکنم بتونم ترک کنم خط خطی های شبانه ام را... فکر نکنم...
هفته آقای ربات
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:31
این هفته رو من با اجازه خودم هفته آقای ربات نامیدم ! (دیروز یادم رفتش بگم بهتون !)این هفته که به پایان برسه آزمون داریم..آزمون 7 آبان و من هیچی نخوندم تقریبا...(اینطوری بگم..سرشار از تهی !) ولی این هفته واقعا میخوام دلی بخونم میخوام یک هفته کار کنم واقعا روی درسا دیگه خسته شدم از بس نیمه کاره بدوم و...
من همینم..
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 17:46
من همینم پر از راز پر از هیجان پر از غم پر از محبت پر از نیاز پر از درد پر از خشم پر از لبخند پر از همه ، پر از خالی..... آقای ربات - پر از خالی...
مثل رویا
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 7:33
مثل خاک که باران ببارد مثل هوا که ابری باشد مثل غروب زعفرانی رنگ خورشید مثل یک شب صاف و پر ستاره مثل نوشیدن یک فنجان چایی مثل پاییز که از راه برسد مثل یک رویای خوش مثل یک آغوش مثل حس خوب یک بوسه مثل تو دنیا برایم طعم دیگری دارد آقای ربات - مثل یک رویا