حرفای پسر بد 27
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 1:36
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
شب بود و هوا ریخت بهم
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 1:36
شب بود از خواب پریدم عرق سردی روی پیشانی ام بود یک ساعتی میشد به خواب رفته بودم ولی با خوابی که دیدم انگار یک سال میگذشت ... در خواب میترسیدم تو میرفتی و من یک لبخند برعکس میدیدم که هر لحظه از من دورتر میشد ... تو میرفتی و صدایی میشنیدم که هر لحظه ضع
و تو چه میدانی...
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 12:59
دلم بی قرار است انگار همین یک ساعت پیش بود رفتنت... من آن شب به اندازه کل مردم شهر بهت زده بودم..ساکت بودم... تو چه میدانی رفتن چه حسی دارد من عشق را در چشمان تو پیدا کردم و با تو عشق را تجربه کردم و با تو عاشق شدم تو چه میدانی عشق چیست ؟ این روز
سر در گم
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 12:59
سردرگمم کمی از خودم دورم کمی این روزها با منطق تصمیم نمیگیرم استرسم که فقط روز ها بود حالا همیشگی شده یک سردرد عجیب تمام دنیایم را فرا گرفته انگار کسی این روزها مرا از عمق وجودم فریاد میزند برای اولین بار هیچ برنامه ایی ندارم برای زندگی برای آینده
حرفای پسر بد 20
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 12:59
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
حرفای پسر بد 19
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 23:36
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
شاید حرفای آخر پسر بد
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 14:59
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
امروز بد
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 9:59
حواسم که از تو پرت میشود آرام آرام میروی اما ناگهان در بدترین شرایط میمانی در زمان استرس و فشارهای روانی زمان را میگویم امروز دارد تمام میشود بدی ها تمام میشود و یک روز دیگر از گذشته بدم دور تر میشوم یک روز به آینده بدم نزدیک تر میشوم این همه بدی حق
حرفای پسر بد 14
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 9:59
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
حرفای پسر بد 11
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 22:00
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آبی خیس
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 15:00
با خطی خوش و گچی آبی رنگ در آخرین تخته سیاه سال نوشته بود بعد از من چقدر میتوانی دوام بیاوری تنها بهانه زندگی ؟؟؟ و وقتی پاکش کردم تخته پاک کن خیس شد ... از آبی بودن گچ بود یا از چشمی که به هنگام نوشتن خیس شده بود ، نمیدانم... فقط او تا آخرین تخته تا آخرین محاسبات تا آخرین روزهای درس خواندن اول اسم ...
حرفای پسر بد 4
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 15:00
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
رمز چرا ؟!
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 1:23
نوشته قبلی زیاد مهم نیس. رمزداره چون ...
حرفای پسر بد 3
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 1:23
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
وقت رفتن
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 19:36
امشب میخواهم حرف هایم را ساده بزنم بی آلایش . بدون تشبیه . بدون آرایه ادبی ! و بدون استعاره میدانستی چقدر دوستت دارم ؟ میدانستی... هنوز هم میدانی..این را از صد درخواست دوستی که با نام های اشتباهی فرستادم باید بدانی نمیخواهم این حس خوب ... این دلیل ک
گیج و مبهوت
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 11:23
سرگردانم در بین انتخاب ها در بین تشخیص راه درست گیج شده ام که کدام آینده من است و این باعث شده نتوانم به چیزی فکر کنم از این وضعیت حال اصلا خوشم نمی آید کاش زودتر تمام شود این سرگردانی ... آقای ربات- گیج
آرومم اما تو باور نکن
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
شب ها انگار به من داروی آرام بخش تزریق میکنند آرامش عجیبی دارم نه سردردی نه بی حسی حال درد قلبم بماند سوزش خراش هایی که انداختند بماند آنها که درد نیستند...آنها جزئی از زندگی ام شده اند اما شب ها انگار آرام تر از همیشه ام مثل همان شبی که با تو آش
گمشده
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 18:36
در راه خانه هوا ابری دل مثل همیشه گرفته هندزفری در گوشم دست در جیب و فکر و فکر و فکر تا بی نهایت به کسانی که در زندگی ام حضور داشته اند فکر میکنم از معلم کلاس اولم بگیر تا مجازی ها آنقدر تعدادشان زیاد شده که بعضی ها از خاطره ام بیرون رفته اند دلم میگ
دو ماه تا کنکور
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 18:36
صدای باد را در گردنه حرکت شنیدم! فتح قله ها مرا به خود میخواند امیدوارانه، تا انتها یک توان ، راه باید رفت. پاهایم در تکرار گام های خوشایندی مجذوب شده کشش هایی قدم هایم را هدایت خواهد کرد در جدال با سختی های صعود در آخرین بلندای پرواز اوج را حس خواه
من نیستم
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 18:36
این منی که میبینی من نیستم خودم احتمالا سال ها پیش در همان شادی ها گم شدم این منی که میبینی یک جسم بدون روح است یک جسم پر از خالی خودم شاید در بالای سرسره ایی که همیشه از آن ترس داشتم ماندم و زندگی همان روز برای من تمام شد خودم شاید همان روزی که توپ